تبلیغات
●▬▬▬▬๑۩ miraculous ۩๑▬▬▬▬▬● - بازیچه قسمت اول

بازیچه قسمت اول

سه شنبه 8 آبان 1397 08:30 ب.ظ

نویسنده: آینوش
بفرمایید
*مارینت*

خمیازه ای کشیدم فکر کنم تا تو حلقم معلوم شد.

اه اه بدم میاد از فیزککککک.

این معلمه هم خپلههه.

آمممم. 

یافتم چیکار کنمممم.

آخ که چقدر باهوشم من.اصلا میبینین؟تصمیم گرفتم واس خانوم گوجه فرنگی نقشه بکشم.هوم چیه اونجوری نگاه میکنین؟همین معلم فیزیکه. اخه هم چاق هم کل لباساش قرمزه.یه پیرهن چسب (پوست گوجه فرنگی )پوشیده.کفشاشم قرمزززز.موهاشم میشه گفت یه چیزی تو مایع های سبزه(اون میشه بالای گوجه )اصلا من فکر میکنم این رفته یه گوجه برداشته خودشو شکل اون کرده.شک ندارممممم.
یهو دست مبارک الی خره رفت تو پهلوم.منم حواس پرت.بدون توجه به اینکه کجا گفتم:
مارینت - هوی خره چته؟
یهو صدای گوجه فرنگی از پشتم امد:
معلم-خانوم دوپان چنگگگگگگگگگ بیروننننن.
مارینت-وای خانم خدا خیرتون بدههههه. کلی کار دارمممممممم.الی بعد کلاس من نیستم.

خانوم:

من:

الیا:

وسیله هامو که شامل: 10 دونه مداد.یه عالمه کاغذ سفید.و یه عالمه جزوه خط خطی شده برداشتم.
مارینت - بای دوستاننننننن
از کلاس پریدم بیرون.ایشششششش گوجه فرنگی.فکر کرده کیه.بیشتر از گوجه فرنگی که نیست.هستتتتتتتت؟اگه هست که بگو جفت پا بیام براتتتتت. 
اینم از عواقب کلاس فیزک. بعدش خود درگیری پیدا میکنم.نچ نچ.همینجوری داشتم با خودم دری وری میگفتم بنگ رفتم تو دیوار.
مارینت - اخه اینجام جای دیوار گذاشتنه؟ای بمیره سازندش.
همین جوری غر میزدم سرمو مالش میدادم.
دیوار-اهم اهم.
هییی.یا خدا.این کیهههههه.
مارینت - وای خاک عالم دیوار سخن. ...
با دیدنش حرف تو دهنم مآسید
دیوار - داشتی میگفتی.
مارینت - اااا. ج...ک
جک-داشتیم مارینت خانممممممممممم.
وای خدا جونم این بشر چقدر نازهههههه.همه دختره عاشقشن.از جمله من.
جک-هوووو.ماری خوردیم
ماری - اه اه چقدر گوشتت تلخهههههه.عقققققق
وای من بخورم عشقمم. تا باشه از این گوشت تلخا(البته اینو به خودم گفتم)
جک-باشه ما گوشت تلخ.بپر تو ماشین برسونمت تا بازم بقیه اشیا رو بهم نسبت ندادی.
مارینت - مرسی ارانگوتان جونمممم. 
جک-خدایا به همه دختر خاله دادی به ماهم دادی.
مارینت - از خداتم باشهههه. دختر به این نازی.
جک-باشه اصلا تو فرشته.میری تو ماشین یا همین جوری وسط پیاده رو وایمیستی؟
مارینت - افتخار میدم و سوار لگنت میشم.
جک-برو تو دیگه.
تا دم خونه رسوندم.
مارینت - مرسی جکککککک
جک-خواهش.سلام به خاله برسون.
-چشممم.
رفتم تو خونه.
مارینت - سلام به اهالی خونهههههه.گلتون امد. 
مامان-باز تو امدی؟نکنه دوباره تنبیه شدی؟ایندفعه من و بابات نمیریم.
مارینت - اووو مامان یه نفس بگیر.مرسی منم خوبم.خوب نیاز نیست میدونم خوش امدم.من میرم تو اتاق.
سریع رفتم تو اتاق.نگاه به پروژه ی نصفه ی لباس هالوینم کردم.فردا هالوینه و من هنوز تموم نکردم.اوفف.حوصله ندارم.طاق باز رو تخت دراز کشیدم.رفتم تو فکر جک.خیلی مهربونه.و البته شوخ.و خیلیییی خوشگل.   موهای قهوه ای روشن که همیشه بهم ریخته. ولی خیلی خوشگل میکنه.چشای عسلی روی. پوست سفید.لبای گوشتی.اوفف دلم میخواد لباشو بخورممم.چیه؟











  





دیدگاه : 5نظرات
آخرین ویرایش: - -



]