تبلیغات
●▬▬▬▬๑۩ miraculous ۩๑▬▬▬▬▬● - داستان جدید عشق ممنوع

داستان جدید عشق ممنوع

پنجشنبه 8 شهریور 1397 03:16 ب.ظ

نویسنده: ೋ ღ gσℓsム ღೋ
مارینت:
سالها بود که این عشقو تو وجودم پنهان کرده بودم
سالها بود که تا وقتی ادرین رو میدیدم دستپاچه میشدم
سالها بود که عشق من بیشتر و بیشتر میشد
و قزیه از اونجایی شروع شد که من تو سن ۸سالگی فهمیدم پسر خالم ادرین رو دوست دارم
اون یه پسر ایدل هست با موهایی به رنگ خورشید و با چشمانی مانند درختان
من دختری ایدلم با موهایی به رنگ اسمون شب و چشمانی مانند دریا 
و این عشقو تو قلبم پرورش میدم
اه بسه دیه چقد کتابی حرفیدم 
به گوشیم یه نگاهی انداختم
۱۵۸تماس پاسخ داده نشده
هه 
امروز اخرین روزیه که من رو مردم میبینن
و من دیگه از این عشق لعنتی خلاص میشم
امروز اخرین روزه که من مهتابو میبینم 
خب حالا یه لایو میگیرم فقط  برای  پدرم مادرم ادرین و بقیه
من:سلام خب من میخوام خودمو از این دره بندازم پایین
چراشو هیچ وقت بهتون نمیگم
فقط اینو بدونید که حلالید و حلالم کنید
خداحافظ
لبه ی لبه وایسادم 
و پریدم پایین
خیلی بلند بود و نمیرسیدم به زمین
یهو برخورد کردج و هیچی نفهمیدم
..
 چشمام رو باز کردم که توی یه اتاق خالی بودم یه اتاق خیلی بزرگ که خالی از هرچیزی بود 
همه چیز سفید بود و هیچی نمیدیدم
نور هایی قرمز و سبز دورم رو احاطه کردن
که یهو تبدیل به چیز های عجیبی شدن
اونا باهم گفتن:عشق قدرت من ترین قدرت جهانه و عشق واقعی تو جونت رو نجات داده اون کسی رو بخواطر تو فدا کرد و تو زنده موندی و میتونی انتخاب کنی
من:چی؟؟باورم نمیشه...یعنییی من زندم..؟؟
اونا:اره تو زنده ایی ولی میتونی انتخاب  کنی هم تو زنده ایی هم کسی که فدا شده تو میتونی زندگیتو بدی به اون و اون زنده میمونه ولی اگه بخوای میتونی برگردی به زمین
من:میخوام برگردم به زمین
اونا:یکی از مارو انتخاب کن..
من:چرا؟
اونا:بخاطر اینکه وقتی تو به دنیا برمیگردی باید جبران کنی و زمین رو از خطر پاک کنی با کمک ما و اینو در نظر داشته باش که اون یکی به یه کسی که لیاقت داشته باشه میرسه 
من:خببب تو که قرمزی و خال خال های مشکی داری
اون:میخوای تو کجای دنیا ظاهر بشی؟
من:تو اتاق خوابم
اون:دستمو بگیر  و بگو میخوام برم خونم
من:میخوام برم به خونم
نور سفید دورمون رو گرفت و وقتی رفت من تو اتاقم بودم
من:وااوو.راستی اسم تو چیه
اون:اسم من تیکیه
من:اسم منم مارینته
تیکی:بیا این گوشواره ها رو گوشت کن
من:اینا چین؟
تیکی:میراکلس بزنش به گوشت و بعدش بگو  spots on
من:spots on!
یهو لباسم به کل عوض شد و من با یه لباس کفشدوزکی و ماسک ظاهر شدم
تموممم
برای بعدی۲۰۰ تا




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 9 شهریور 1397 12:07 ب.ظ



]