تبلیغات
●▬▬▬▬๑۩ miraculous ۩๑▬▬▬▬▬● - در راه عشق قسمت دوم

در راه عشق قسمت دوم

چهارشنبه 7 شهریور 1397 02:41 ب.ظ

نویسنده: ೋ ღ gσℓsム ღೋ
موضوع: ❤در راه عشق❤ ?
تصمیم گرفتم تو این یکی وبمم بزارم
شاید دیدین یه وقت اینجا زود تر گزاشتم
مارینت
حرفای اندیا تو مغزم ریممبر شد:دختر امشب ساعت۱۱رالیه اگه نیای پوستتو میکنم
جیغ کشیدم
به ساعت نگاه کردم : ۱۰:۱۵
سریع به طرف کمد لباسام پرواز کردم
و یه لباس سفید که پایینش گره میخورد پوشیدم با یه شلوار کتان لوله ایی که روش زاپ دار بود با یه کفش اسپرت مشکی
موهام رو باز کردم و یه تاج گلی گزاشتم رو سرم و تو رفتم تو حیاط
کلارا:داری کجامیری؟؟
من:رالی.تو هم میای بریم؟؟خوش میگزرهـ.
کلارا:اره میام بزن بریم
اونم رفت تو ماشین خودش 
منم رفتم تو پورشه ناز نازی سفیدم
سریع به پیست رالی رفتیم 
اندیا رو دیدم و از اون از اینکه کلارا رو دیده بود خیلی خوشحال بود
اندیا دوست خیلی خوبی بود اون از سالی ۱۲ماه ۶ماه رو در انتالیا میگزرونه 
چون اونجا بدنیا اومده ولی تو پاریس زندگی کرده
و وقتی که اینجاست به همه دوستاش سر میزنه 
خودش و پدرش تهیه کننده فیلم های هالی وودن و خیلی پولدارن
بعد کمی خوش و بش و مراسم تف کنون منو کلارا رفتیم پول رو حساب کردیم
ساعت۱۱بود و همه ماشینت رو خط وایساده بودن 
من تاجم رو در اوردم و گزاشتم رو صندلی کنارم و کلاه ایمنی واجب را پوشیدم
گوشیمو در اوردم و یه جایی گزاشتمش که وقتی حرکت میکنیم خراب نشه
شمارش معکوس شروع شد
۵
..
۴
..
۳
..
۲
..
۱
..
حرکتتتتتتتت!!!!
پامو رو گاز فشار دادم و با اخرین سرعت حرکت کردم
از همه داشتم جلو میزدم
اندیا و من هم خط بودیم که ازش سبقت گرفتم و زبونمو براش دراز کردم
منو یه پسره که اسمش لوکاس بود هی عقب جلو میشدیم
اونم پورشه داشت ولی مشکی بود
خط پایانو داشتم میدیدم واسع همین گازو تا اخر فشار دادم و ازش جلو زدم
و اولین نفر از خط پایام رد شدم
همه ماشینا رسیدن
همه راننده ها پیاده شدن
منم پیاده شدم 
و کلاهمو از رو موهام برداشتم
و موهامو تو هوا تکون دادم و تاجو گزاشتم رو سرم 
همه راننده ها پسر بودن جز منو اندیا و کلارا 
همه فکاشون وقتی منو دیدن چسبید زمین
همه یکی یکی اومدن باهام سلفی گرفتن و فلان و بیسان
اندیا گفت که لوکاس یکی از مدل های شرکتشونه و خیلی معروفه گفتم چقدر اشناست
لوکاس پسر خاله اندیاست
اندیا یه عکس از من و لوکاس باهم گرفت..
لعنتی چشماش سگ داره 
لوکاس:اممم من کنسرت امروزت رو دیدم ...تو محشری و کارت حرف نداشت
من:تو هم محشری ...واقعا خوشحالم که کنسرت هامو دوست داری
لوکاس: میشه شمارتو داشته باشم؟برای شرکت میخوام که اگه پدرم موافقت کنه یه موزیک ویدیو باهم پر کنیم
من:واقعا؟؟خوشحالم میشم 
یه کاغذ تو ماشین در اوردم شمارمو بهش دادم و اونم همین طور 
با لوکاس و اندیا خداخافظی کردم و من و کلارا به سمت خونه حرکت کردیم 
لباسامون رو عوض کردیم و لباس راحتی پوشیدیم 
دیدم گوشیم زنگ میخوره و منم برداشتم
-الو سلام 
-سلام مارینت لوکاس هستم
-سلام خوبید شما ببخشید چی شده این وقت شب؟؟
-هیچی فقط میخواستم بگم‌ که پدرم قبول کرد
-خب کی بریم برای فیلم برداری؟
-من فردا اصلا وقت ندارم مگه پس فردا
-باشه
-خداحافظ
-خداحافظ
گوشی رو قطع کردم..
کلارا:چرا پیشنهاد لوکاس رو قبول کردی؟
من:۱-خیلی خوشتیپه ۲-طرفدارام دو برابر میشن ۳- و مهم ترین عامل:میتونم باهاش ادرینو بچزونم
کلارا: اوممم فکر بدی هم نیست
به طرف اتاق تمرینات رفتم 
کلارا اومد موزیک خالی اهنگ جدیدم که میخوام بخونم رو زیاد کرد 
اهنگ که شروع کرد منم شروع کردم به خوندن

Loving him is like driving a new Maserati down a dead-end street

عاشق اون بودن درست مثل روندن یه ماشین مازراتی جدید تو سرپایینی یه خیابون بنبست می مونه

Faster than the wind, passionate as sin ending so suddenly

از باد هم سریعتر، و چون گناه هوس آلود و یک دفعه تموم میشه

Loving him is like trying to change your mind once you’re already flying through the free fall

عاشق اون بودن درست مثل تغییر نظرت موقع سقوط آزاده

Like the colors in autumn, so bright just before they lose it all

درست مثل رنگ پاییز، درست قبل از زمانی که همه چیز از بین بره درخشان

Losing him was blue like I’d never known

از دست دادنش آبی بود درست انگار هرگز نمیدونستم

Missing him was dark grey all along

از دست دادنش همیشه خاکستری تیره است

Forgetting him was like trying to know somebody you never met

از یاد بردن اون درست مثل این می مونه که بخوای فردی رو که تاحالا ندیدی رو بشناسی

But loving him was red

ولی عاشقش بودن قرمز بود

Loving him was red

عاشقش بودن قرمز بود

Touching him was like realizing all you ever wanted was right there in front of you

نوازش کردن اون درست مثل این می موند که تمام چیزی که میخواستی درست جلوی روت هست

Memorizing him was as easy as knowing all the words to your old favorite song

یادسپردنش درست مثل دونستن تک تک کلمات شعر مورد علاقت بود

Fighting with him was like trying to solve a crossword and realizing there’s no right answer

باهاش دعوا کردن با اون درست مثل حل کردن جدولی بود که جواب درستی نداشته

Regretting him was like wishing you never found out that love could be that strong

پشیمونی برای اون درست مثل این میموند که آرزو میکردی که هرگز نمیفهمیدی که عشق چقدر قدرت داره

Losing him was blue like I’d never known

از دست دادنش آبی بود درست انگار هرگز نمیدونستم

Missing him was dark grey all along

از دست دادنش همیشه خاکستری تیره است

Forgetting him was like trying to know somebody you never met

از یاد بردن اون درست مثل این می مونه که بخوای فردی رو که تاحالا ندیدی رو بشناسی

But loving him was red

ولی عاشقش بودن قرمز بود

Oh, red

آه، قرمز

Burning red

قرمز سوزان

Remembering him comes in flashbacks and echoes

یاد و خاطر اون چون بازتاب صدا و تصویر (باز پیشم) بر میگرده

Tell myself it’s time now, gotta let go

به خودم میگم دیگه الان وقتشه که ولش کنم

But moving on from him is impossible

ولی ازش گذشتن غیر ممکنه

When I still see it all in my head

وقتی همش اش رو تو ذهنم میبینم

Burning red

که داره به قرمزی میسوزه

Loving him was red

عاشق اون بودن قرمز بود

Oh, Losing him was blue like I’d never known

از دست دادنش آبی بود درست انگار هرگز نمیدونستم

Missing him was dark grey all along

از دست دادنش همیشه خاکستری تیره است

Forgetting him was like trying to know somebody you never met

از یاد بردن اون درست مثل این می مونه که بخوای فردی رو که تاحالا ندیدی رو بشناسی

Cause loving him was red

چون عاشقش بودن قرمز بود

Yeah, yeah, red

آره، آره، قرمز

We’re burning red

داشتیم چون قرمز آتیش میگرفتیم

And that’s why he’s spinnin’ ’round in my head

و بخاطر همینه که هنوز تو ذهنم میچرخه و میچرخه

Comes back to me, burning red

برگرد پیشم، قرمز سوزان

Yeah, yeah

آره، آره

His love was like driving a new Maserati down a dead-end street

عاشق اون بودن درست مثل روندن یه ماشین مازراتی جدید تو سرپایینی یه خیابون بنبست می مونه



love-just-love.blog.ir 
 
کلارا داشت فیلممو ظبط میکرد برای استوری جدیدش
و حدس بزنید چی نوشته بود؟؟
:تمرین های اهنگ جدید خواننده معروف مارینت دوپان چنگ و موزیک ویدیو جدید ایشون با حضور لوکاس اندرسون 
تا ارسالش کرد یه دقیقه هم نگزشته بود که ۱ میلیارد نفر لایک کردن و ۵۰۰میلیون نفر کامنت دادن
اصلا خیلی عجیب بود

پایاننننن
....
بنظرید عاخا عه 




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 7 شهریور 1397 02:41 ب.ظ



]